ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
311
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
طاب را به جنگ گرفتند و فرنگان را كشتار كردند و فرمانرواى شهر را نيز به اسارت بردند . سپس به افاميه رفتند . چون تصرف آن را صعب يافتند به معرة كه نيز در تصرف فرنگان بود حمله كردند . در آنجا امير جيوش بك از ايشان جدا شد و لشكر به بزاغه [ 1 ] برد و بزاغه را بگرفت . لشكر مسلمانان از معره به حلب رفت و پيشاپيش بار و بنه و چارپايان خود را روان داشتند و خود از پى آنها مىرفتند و تا به شام رسيدند خرابيهاى بسيار بار آوردند . راجر [ 2 ] فرمانرواى انطاكيه با پانصد سوار و دو هزار پياده براى دفاع از كفر طاب بيامد و پيش از رسيدن لشكر مسلمانان ، خود را به خيمههايشان زد و هر كه را در آنجا يافت از مردم عامى و غلامان بكشت . سپس در ميان خيمهها كمين كردند و هر كه مىآمد مىكشتند ، تا آنگاه كه امير برسق و برادرش زنگى رسيدند . چون چنان ديدند بر بالايى گريختند و اندكى از بقاياى لشكر با آن دو بودند . امير برسق قصد آن داشت كه دل بر مرگ نهاده خود را بر سپاه فرنگان زند ، ولى برادرش زنكى او را منع كرد و او را به نجات خود و يارانش تحريض كرد و او خود و يارانش را برهانيد . فرنگان به مقدار فرسنگى از پى ايشان تاختند و بازگشتند . سپاه اسلام در هم شكسته ، هر سپاهى به شهر خود رفت . پس از اين واقعه ، ساكنان بلاد شام از فرنگان بيمناك شدند . فرنگان بر رفنيه از اعمال دمشق تاختند و آنجا را بگرفتند و از آذوقه و سلاح بينباشتند . طغتكين به آهنگ ويران كردن بلاد فرنگ لشكر در جنبش آورد . در اين حال خبر يافت كه رفنيه از لشكر خالى است و جز نگهبانان كس در آنجا نيست ، پس در سال 509 به رفنيه تاخت و آنجا را بگرفت و بسيارى را اسير كرد و با غنايم بسيار به دمشق باز گرديد . رفنيه از آن پس همواره در دست مسلمانان بود تا سال 520 كه فرنگان آن را محاصره كردند و گرفتند . و اللّه اعلم . درگذشت پادشاه فرنگان و اخبار ايشان بعد از او با مسلمانان در پايان سال 511 بالدوين پادشاه فرنگان در قدس بمرد . او به طمع تصرف بلاد مصر [ 3 ] لشكر به آنجا برده بود . چون به تنيس رسيد و در نيل [ 4 ] شنا كرد ، جراحتى كه در تن داشت سرباز كرد و سبب مرگش شد . وصيت كرد كه پادشاهى را پس از او به كنت صاحب رها ، كه جكرمش اسير كرده و چاولى آزادش كرده بود ، بدهند . بدان هنگام كه اين كنت براى زيارت كنيسهء قمامه به قدس رفته بود اين وصيت انجام گرفت و پذيرفته شد . اتابك طغتكين به قتال فرنگان رفته بود و در يرموك فرود آمده بود . كنت به او پيام داد كه حاضر است پيمان صلح بندد . طغتكين گفت در صورتى چنين پيمانى خواهد بست كه قرارداد
--> [ ( 1 ) ] متن : مراغه . [ ( 2 ) ] متن : روميل . [ ( 3 ) ] متن : ديار بكر . [ ( 4 ) ] متن : ليل .